می دانی من چه بودم؟ چطور زندگی کردم؟
می دانی ناامیدی چیست؟
حالا زمستان باید برایت معنی داشته باشد.
انتظار نداشتم زنده بمانم،
زمین مرا متوقف کرد.
انتظار نداشتم
دوباره برخیزم،
احساس می کنم
بدنم دوباره می تواند
در نمناکی زمین متولد شود،
چطور پس از زمانی طولانی
در روشنایی خنک بهاری زودرس
دوباره آغاز کند…
هراسان، آری، ولی در میان شما
در برابر گریستن
آری لذت خطر کردن
در هیئت بادی ناآزموده
از دنیایی جدید…
لوئیز گلوک
ترجمه هودیسه حسینی
بیوگرافی لوییز گلوک
لوییز گلوک زاده 22 آوریل 1943 نیویورک سیتی در لانگ آیلند بزرگ شد. او مجموعه شعرهای فراوانی دارد که آخرین آن یعنی « شب پاکدامن و وفادار» برنده جایزه شعر کتاب ملی سال 2014 شد. همچنین با « هفت سالگی» و « ویتانوا» جایزه شعر بینگهام نشریه کتاب بوستون و جایزه شعر کتاب نیویورکر را از آن خود کرد. کتابهای دیگرش مثل « مرغزارها» (1996) و « زنبق وحشی» (1992)، جایزه پولیتزر و جایزه ویلیام کارلوس ویلیامز انجمن شعر آمریکا را دریافت کرد. لوییز گلوک شاعر توانمندی است که لحظه را تسخیر می کند.



